رتبه کشوری تبریز در خشونت خانوادگی

موضوع اصلی : سلامت اجتماعی 18 / فروردین / 1393    
ارسال کننده


 

بروز خشونت در جامعه از مصادیق بارز و روشن بی‌اخلاقی و عدم امنیت جسمی و روانی مردم آن جامعه است.
 

بروز خشونت در جامعه از مصادیق بارز و روشن بی‌اخلاقی و عدم امنیت جسمی و روانی مردم آن جامعه است. در این گزارش برآنیم تا توصیفی از وضعیت خشونت در کشور ارائه کنیم، از این رهگذر، ما خشونت را در چهار بخش خشونت علیه کودکان، خشونت علیه زنان، خشونت علیه مردان و خشونت در جامعه بررسی خواهیم کرد؛ که سه دسته نخست مربوط به خشونت در خانواده است.

 

1.   در مورد میزان خشونت علیه کودکان در جامعه باید گفت آمارهای دقیقی از خشونت به تفکیک مراکز استان‌های کشور در دست نیست. مدنی، نویسنده کتاب خشونت علیه کودکان در گفتگو با ایبنا، با بیان این مطلب، بیان می‌کند: شاید هر روزه در صفحات حوادث روزنامه‌ها مطلبی را درباره خشونت علیه کودکان بخوانیم، اما آمار دقیقی از آن‌ها وجود ندارد. بدیهی است که توجه به این مساله و سامان دادن به راهکارهای آن ضرورتی انسانی، دینی و اجتماعی است.

 

اما بر اساس آمار نسبی موجود، ۵۶ درصد از کودکان آزار دیده دختر و ۴۴ درصد پسر هستند. ۴۴ درصد از موارد کودک آزاری توسط پدران و ۱۲ درصد توسط مادران صورت می‌گیرد. بیش از ۷۸ درصد از موارد کودک آزاری به شکل جسمانی است و ۵ درصد از موارد آزار‌ها، سوءاستفاده جنسی از کودکان است. کار‌شناسان حقوق کودک در ایران می‌گویند: علت اصلی بروز کودک آزاری، غفلت و کم توجهی والدین و جامعه به کودک است. عواملی مانند ناآگاهی والدین از رفتار درست با فرزندان، بیکاری، اعتیاد و مشکلات خانوادگی از مهم‌ترین عوامل بروز و شیوع گسترده این معضل اجتماعی در ایران عنوان شده‌اند.

 

2.   براساس آمار، در سال ۸۴، هشت هزار خشونت خانگی ثبت شده که هزار مورد آن کودک آزاری بوده است. همچنین پژوهشی که روی ۵۸۵ «کودک کار» خیابانی در گروه سنی ۶ تا ۱۸ سال و به منظور اطلاع از وضعیت زندگی این کودکان صورت گرفته، بیانگر این واقعیت است که بیش از ۵۰ درصد این کودکان توسط اعضای خانواده یا صاحبان کار خود، در محل کار مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.

 

3.   بر خلاف آمار خشونت علیه کودکان، پژوهش‌های رسمی و غیر رسمی در این خصوص، بیشتر است که شاید بهترین این پژوهش‌ها مربوط به سال ۱۳۸۳ است که تحت عنوان «بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان» صورت گرفته، طبق دسته بندی‌های این پژوهش از انواع خشونت، نتایج زیر حاصل شده است:

به ترتیب، شهرهای بندرعباس و تبریز دارای میزان کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از حساسیت‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ روابط‌ همسرانشان‌ با سایرین‌، شهرهای اصفهان و تبریز دارای میزان کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از کیفیت‌ در رابطه‌ زن‌ و شوهری‌، شهرهای تبریز و زاهدان دارای میزان کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از سابقه‌ اختلافات‌ خانوادگی‌، شهرهای تبریز و سنندج کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از میزان‌ تحمیلی‌ بودن‌ ازدواج‌، شهرهای مشهد و سنندج دارای میزان کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از قدرت‌ نمایی‌ و زورگویی‌ مردان‌، شهرهای تهران و یزد دارای کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از تعلقات‌ مذهبی‌ خانواده‌، شهرهای یاسوج و ساری دارای کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از مخاطرات‌ و نگرانی‌های‌ مهم‌ در زندگی‌ اجتماعی‌، شهرهای شهرکرد و تبریز دارای کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از وابستگی‌ عاطفی‌ به‌ همسر و شهرهای تبریز و زاهدان دارای کمترین و بیشترین میزان خشونت ناشی از احساس‌ نابرابری‌ و بی‌عدالتی‌ در دسترسی‌ به‌ فرصت‌ها و منابع‌ خانواده‌ برای‌ زنان‌ هستند.

 

4.   این آمار‌ها برای برنامه ریزی در جهت رفع خشونت علیه زنان در این شهر‌ها بسیار مفید و کاربردی است و موجب جهت بخشی به فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی آن شهر برای رفع خشونت است. مثلاً در شهر تبریز، تبعیض بین زنان و مردان در دسترسی به فرصت‌ها و منابع خانواده نسبت به سایر استان‌ها کمتر است اما در حوزه روابط بین زن و شوهر دارای بیشترین میزان خشونت در کشور محسوب می شود. این امر لزوم اهتمام بیشتر به ترویج و تلطیف روابط زناشویی و پرداختن به حل مشکلات روان‌شناسی و مشاوره‌ای در برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی این حوزه را می‌رساند. اما در شهر دیگری مانند سنندج ازدواج تحمیلی و قدرت نمایی و زورگویی مردان باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. همچنین لازم است تا با بررسی علل و ریشه‌های عوامل خشونت، در جهت رفع این مصادیق اقدام کرد. البته ناگفته نماند که این آمار مربوط به ۹ سال پیش است و آمارهای رسمی از وضعیت فعلی خشونت علیه زنان وجود ندارد.

 

5.   مریم رسولیان، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در این باره می‌گوید: درباره استان‌هایی که آمار بالایی در موضوع خشونت علیه زنان دارند، هنوز به صورت رسمی چیزی اعلام نشده است اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد کردستان و خوزستان بالا‌ترین آمار خشونت علیه زنان را دارند و در برخی تحقیقات این استان‌ها از آمار پایین تری برخوردارند. نکته جالب در این تحقیقات آن است که برخلاف تصور عموم، آمار خشونت علیه زنان در شهر تهران به دلیل گستردگی و چند فرهنگی بودنش بالاست.

 

6.   دکتر جعفر بوالهری، روانپزشک و رئیس دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان از بالا بودن خشونت خانواده در کردستان خبر می‌دهد: در تحقیقات انجام شده میزان خشونت در میان خانواده‌های کرد به ۸۸ درصد می‌رسد که این خشونت‌ها علیه زنان است. وی با بیان اینکه برخی از این خشونت‌ها برگرفته از فرهنگ‌های قومی و قبیله ای است، می‌افزاید: برخلاف تصور، تهران نیز از جمله شهرهایی است که میزان خشونت هم در خانواده و هم علیه زنان بسیار زیاد است. بوالهری از اهواز به عنوان خشن‌ترین شهر نام می‌برد و می‌گوید: این خشونت‌ها به حدی است که‌گاه منجر به قتل یا نقص عضو می‌شود.

 

7.   هرگاه سخن از خشونت به میان می‌آید معمولاً چهره کودکی معصوم یا زنی در حال گریه یا مورد ضرب و شتم واقع شدن یا نزاع خیابانی مردان به ذهن متصور می‌شود. در حالی که مردان نیز موجب آزار و اذیت زنان قرار می‌گیرند. بارز‌ترین نمونه و مصداق خشونت زنان علیه مردان، قتل شوهر توسط زن و همدستانش به دلایلی همچون خیانت به همسر است که آمار اینگونه خشونت‌ها نیز در حال افزایش است. رئیس انستیتوی روانپزشکی تهران با بیان اینکه خشونت‌های منجر به قتل در میان مردان بسیار بیشتر از زنان است، می‌گوید: در بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده ۸۰ تا ۹۰ درصد آقایان قربانی خشونت زنان و خیانت می‌شوند.

 

8.   امیرحسین جلالی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی نیز در کارگاه آموزشی اورژانس‌های درمانی و کار با قربانیان همسر آزاری که همزمان با روز جهانی امحاء خشونت علیه زنان از سوی سازمان دفاع از قربانیان خشونت برگزار شد، چنین می‌گوید: خشونت‌های فیزیکی در ایران بیشتر شامل کودکان و زنان می‌شود و مرد‌ها بیشتر قربانی خشونت‌های روانی می‌شوند، به این معنی که زن مثلاً به آن‌ها اجازه رفت و آمد با خانواده‌اش را نمی‌دهد. (۸) مریم رسولیان، روانپزشک و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در همین کارگاه آموزشی تصریح می‌کند: تحقیقات نشان می‌دهد خشونت فیزیکی زنان نسبت به مردان بیشتر بوده اما از دیگر سو خشونت روانی مردان با توجه به محدودیت‌های اعمال شده از سوی زنان بیشتر است.

 

9.   ندا دیلمی، نماینده انجمن مطالعات خانواده در ایران در جنوب شرق آسیا با بیان اینکه خشونت زنان علیه مردان در خانه در دنیا از جمله ایران در حال افزایش است، بیان می‌کند: اگرچه مهریه حق زنان است، اما شیوه مطالبه آن بویژه در آغاز زندگی مشترک نمادی از خشونت زنان علیه مردان است. همچنین آمار در زمینه خشونت جنسی نشان‌دهنده انجام ندادن وظایف زنانگی برخی زنان است. این مورد نیز از مصادیق خشونت زن علیه مرد است که البته عکس این موارد نیز وجود دارد.

وی با بیان اینکه همچنان خشونت خانگی مرد علیه زن در دنیا شیوع بیشتری دارد، با تأکید بر اینکه در این شرایط همه نظام‌های اجتماعی، قانونی و آموزشی جوامع مختلف، باید به ضرورت نیاز بیشتر مردان به آموزش توجه بیشتری کنند، با اشاره به اینکه در ایران شاهد فاصله‌ آموزشی بین زنان و مردان هستیم و زنان آموزش بیشتری نسبت به مردان می‌بینند، می‌افزاید: متأسفانه زنان با حقوق خود آشنا می‌شوند و نه وظایف‌شان. این در حالی است که حقوق زنان را باید به مردان آموزش داد نه به خود آنان، چرا که در این شرایط زن مدعی می‌شود بدون آنکه از تکالیف خود آگاهی داشته باشد. مثلاً وقتی یک مرد به علت فشار اقتصادی و مشکلات مالی وارد منزل می‌شود، زن هم مهارت‌های لازم برای آرام کردن همسر را ندارد و این امر زمینه بروز خشونت خانگی را فراهم می‌کند.

 

10. در خصوص وضعیت خشونت علیه مردان از سوی زنان به تفکیک شهر‌ها و استان‌های کشور، آمار دقیق و رسمی در دسترس نیست. شاید علت این امر، پدیده نوظهور خشونت علیه مردان در جامعه‌ای مانند جامعه ایران است که در گذشته، جامعه‌ای مردسالار بوده است.

دسته چهارم از خشونت‌ها، خشونت بین مردم در جامعه است. آمار نزاع و درگیری از آن دسته آماری است که نه فقط در تهران بلکه در تمام کشور وجود دارد، چرا که تعداد مراجعان نزاع در فاصله سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ به پزشکی قانونی نشان می‌دهد که در این سال‌ها بیشترین تعداد مراجعان نزاع با رقم ۶۲۹‌ هزار و ۳۶ نفر در سال ۱۳۸۹ و کمترین آن با رقم ۵۴۷‌ هزار و ۵۲۱ در سال ۱۳۸۶ ثبت شده است. در این میان استان تهران با ۸۶ هزار و ۶۲۸ پرونده نزاع در صدر استان‌های پر نزاع و خراسان جنوبی با ۲ هزار و ۳۴۷ مورد کمترین پرونده نزاع در کشور را داشته است. این آمار‌ها همچنین نشان می‌دهد در طی این نزاع‌ها در مجموع ۱۵۳ هزار و ۲۲۶ زن و ۳۷۳ هزار و ۶۷۶ مرد درگیر بوده‌اند.

 

11. دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، کار‌شناس مسائل اجتماعی علت عمده وضعیت خشونت در تهران را عدم تجانس فرهنگی و گروهی می‌داند و می‌گوید: تهران شهر تنهایی‌ها و بیگانه‌هاست، در شهرهایی مثل تهران، اصفهان، مشهد و کرج که تجانس گروهی به هم می‌خورد، افراد ترس از شناخته‌ شدن را از دست می‌دهند. این موضوع در تهران و نقاطی مثل اطراف راه‌آهن، ترمینال‌ جنوب و نقاطی که مهاجرپذیر است، بیشتر دیده می‌شود. اگر در خراسان‌ جنوبی که مهاجرت کم است این آمار هم کمتر ثبت می‌شود به این دلیل است که افراد هنوز دارای اعتقادات مذهبی قوام یافته‌اند که جنگ و نزاع گروهی کمتر دیده می‌شود.

بر اساس آنچه گفته شد، وضعیت خشونت در کشور در مناطق مختلف آن متفاوت است و این مساله باید در برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی کشور به تناسب نوع خشونتی که در آن منطقه بیشتر است، در اولویت بودجه و برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی قرار بگیرد.

 

منبع: تبریز بیدار

 

2130 بازدید
نظرات بازديد كنندگان:


  • Shiva height=
    Shiva | امتياز 1
    خیلی جلب بود. ممنون. آموزش دروس تحصیلی که بر آموزش درس زندگی اولویت پیدا کرد این ماجراها همچنان ادامه خواهد داشت
  • afshintk height=
    afshintk | امتياز 1
    اگر به اسامی شهرهایی که دچار چنین مشکلاتی شده اند توجه کنیم میبینید که اکثرا شهرهای بزرگ هستند و درمقابل این شهرهای کوچک و روستاها هستن که با ایستادگی بر آداب و رسوم گذشته خود هنوز هم در آرامش و امنیت به زندگی خود ادامه میدن.
ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن:
كد امنيتي:
درج کد امنیتی: