ده معضل محیط زیستی کشور که باید برایشان فکری کرد

موضوع اصلی : مسائل زیست محیطی 25 / اسفند / 1392    
ارسال کننده


 

1- نبود آموزش صحیح در استفاده از منابع حیاتی، خالی بودن محتوا در برنامه‌ریزی، بهره‌وری از طبیعت در کنار تصمیمات غلط و بدون پشتوانه، سرانجام طبیعت ستیزی در ایران را رقم زده است. بی‌توجهی به ساختار آموزشی کشور در مقاطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان از سوی آموزش و پرورش و حتی در مقاطع بالاتر در دانشگاه، به مفهوم حفاظت از محیط زیست و به معنای دفاع از حیات طبیعی، خلأ آتشی بر جان جنگل‌ها، عطشی بر لب دریاچه‌ها و گلوله‌ای است بر پیکر حیات‌ وحش ایران، که همه و همه هر روز به شکلی تراژیک در حال تکرار است.


2- گسترش بیابان و افزایش فرسایش خاک در ایران، خطر هولناکی است که سال‌هاست بسیار از متخصصان منابع طبیعی، آن را هشدار می‌دهند. اندازه چهار برابری فرسایش، روز به روز خاک ایران را فرسوده و از انتفاع خارج می‌کند؛ خاکی که با سو‌ء‌مدیریت بیخته و بر باد داده می‌شود و با گسترش توفان‌های شدید گرد‌وغبار در نهایت به چشم مردم می‌رود و سرانه بیماری‌های تنفسی را در کشور افزایش می‌دهد.


3- قانون شکار و کشتار حیات‌وحش با افزایش پروانه‌های شکار از سوی سازمان محیط زیست، رابطه مستقیمی پیدا کرده است. گسترش  شکار‌های غیر‌مجاز و درگیری مسلحانه با محیط‌بانان، در نهایت منجر به شکست فیزیکی و روانی گارد محیط زیست شده، تا جایی که اکنون بیش از 114 محیط‌بان در درگیری با شکار‌چیان کشته شده و دو محیط‌بان هم محکوم به اعدام شده‌اند. جمعیت حیات وحش در اغلب زیستگاه‌های کشور، روز به روز در حال کاهش است که به استناد آمار‌های منتشر شده از سوی سازمان محیط زیست، فرآیند حفاظت با اسلحه‌دیگر کارایی در برابر شدت تخریب ندارد.


4- خشک شدن تالاب‌ها به عنوان یکی از باارزش‌ترین زیست‌بوم‌های ایران، مصیبت عظیمی است. دریاچه‌ها و تالاب‌ها به دلیل اثرات تکنیکی بر تنوع زیستی، اهمیتشان از مرز‌های جغرافیایی یک سرزمین فراتر می‌رود و به اندازه‌ای جهانی می‌سد. اما زیست‌بوم‌های شکننده ایرانی این روز‌ها به دلیل خلا در مدیریت منابع آبی با چالش‌های مرگزا مواجه‌اند. ارومیه، بختگان، پریشان، هامون، گاوخونی و گندمان، همه و همه چون تاولی بر پوست ایران به آستانه دردناکی رسیده‌اند. دریاچه‌هایی که تنها به سبب مصرف بی‌رویه منابع آّبی یا جانمایی غلط یک سد و یا چند سد و همینطور بی‌توجهی سازمان‌های فرادستی به اهمیت حق آبه تالاب‌ها، اکنون محیط طبیعی ایران را به کانونی از مرگ اکوسیستمی بدل کرده است.


5- حذف نهاد‌های ناظر در ساخت مدیریتی سازمان محیط زیست، توانسته محیط زیست کشور را با چالش‌های اساسی مواجه کند. برای مثال، براساس ماده 3 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، تعیین مناطق چهار‌گانه و تصویب حدود این مناطق، بر عهده شورای عالی حفاظت محیط زیست است؛ شورایی که با دستور رئیس دولت برای مدتی از چرخه حرکت باز ایستاد و موجب مناطق چهارگانه، مانند «پارک‌های ملی»، «پناه‌گاه حیات وحش»، «منطقه حفاظت شده» و «مناطق شکار ممنوع» و دیگر اکوسیستم‌های حساس کشور با سو‌ءمدیریت و حتی تخریب و تجاوز مواجه شده‌اند.


6- تخریب جنگل‌ها، به خصوص زاگرسی و مرگ اکوسیستمی در این منطقه، پیامد اتفاقاتی است که بسیاری از متخصصان منابع طبیعی ایران، سال‌هاست نسبت به آن هشدار می‌دهند؛ اتفاقی که ریشه در مدیریت ناپایدار بر مبنای قوانین و مصوبات حکومتی دارد و علل وقوع بخشی از آنها، به حدود 45 سال پی